به نور درونمان خيانت نكنيم

بعضي ها گمان دارند وقتي ميبينيم چه چيز درست است آن را انجام ميدهيم . در حالي كه چنين نيست . اغلب حتي هنگامي كه ميدانيم چه چيز درست است خود به خود راه درست را انتخاب نميكنيم بلكه در برابر فشار و تمايلات خود مغلوب ميشويم و به كار نادرست ميپردازيم و به نوري كه در درونمان ميتابد خيانت ميورزيم . اين را بدين خاطر گفتم تا مطالبي در دو اپيزود خدمت تان عرض كنم .
اپيزود اول :
اين روزها در حالي هفته دولت را آغاز كردهايم كه بازار رپرتاژ و سفارش تبليغاتي ادارات به نشريات ، ويژهنامهها ، گاهنامهها و و بولتن هاي مختلف داغ داغ است .
البته قبل از هر مطلبي بد نيست بگويم كه لطفن اهالي مطبوعات به دنبال اين نباشند كه اين مطالب گوشه قباي چه كسي را ميگيرد زيرا اين روزها در اقصي نقاط ديار ترشيز كهن شاهد چاپ نشريه ، بولتن ، ويژهنامه و . . هستيم ؛ بلكه فقط براي قضاوت بر نفس كار از آنجايي كه خود سمت كوچكي در يكي از نشريات دارم اين مطالب را برايتان واگويه ميكنم .
شنيدم تازه یکی از همین نشریات یا ویژه نامه ها از ماه قبل نامههايي به ادارات ارسال نموده تا گزارش كار ويژه هفته دولت آن ادارات را چاپ كند .البته اداراتي هم كه « بايد » با آن مجموعه كار ميكردند هر طور شده از گوشه و كنار فعاليتهاي خود مطالبي را ارائه كردند تا يه جورايي كار كنند .البته گرفتن سفارش كار از بعضی از ادارات هم ماجراهاي جالب و خواندني دارد و گاه شگفتيهايش مثل داستان انتخاب وزراي دولت دهم است ! برخي از اين داستان ها از رپرتاژهاي اجباري حكايت دارد ، برخي به چاپ آگهيهاي تاريخ گذشته، برخي به چاپ آگهي بدون هماهنگي با مسئول مربوطه و دريافت وجه آن با هماهنگي !! گرفتن آگهي به بهانه عدم اثبات فعاليت سياسي با برخي ديگر و برخي به بهانه همفكري سياسي و . . در هر حال از اين به بعد هر از چند گاهي كه فرصتي دست دهد يكي از اين حكايتهاي جالب را جهت تفريح !برايتان تعريف مي كنم . مثل چاپ آگهي يكي از بانكها در خصوص نرخ سود بانكي كه نرخ سود بانكي 13 درصد شده بود اما پس از گذشت 15 روز كه اين آگهي چاپ شد همان نرخ سود قبلي!! و البته همان آگهي قبلي چاپ شده بود البته شايد بدون اطلاع و صرفا بخاطر صفحه پر كني ! پس منتظر پشت پرده اتفاقات مربوط به دريافت آگهي با ذكر استنادات لازم باشيد .
اپيزود دوم :
دوستي چندي پيش در خصوص مطلبي در وبلاگ نظري داده بود و از من خواسته بود كه بي انصافي نكنم موضوع بحث هم در مورد اين بود كه چرا فرماندار در روز خبرنگار يك خسته نباشيد خشك و خالي به خبرنگاران نگفت .
كنجكاوي هاي خبرنگاري اجازه نداد از كنار نظر جناب فيض عارفي عزيز به راحتي بگذرم به همين خاطر از برادرم جزئيات موارد مطرح شده در جلساتي كه به برنامهريزي جهت بزرگداشت روز خبرنگار اختصاص داشت جويا شدم اگر چه او چندان موافق درج اين مطلب در وبلاگم نبود اما من با همان اندك شمه خبرنگاريام ترجيح دادم عليرغم احترام زيادي كه برايش قائلم اين نكات را من باب يادآوري به اين دوست عزيز بگويم .
اولاٌ جناب فيض عزيز ! شما در جلسه اولي كه با اين دستور كار برگزار شد حضور نداشتيد در آن جلسه تصميمات زيادي هم گويا گرفته شده كه مثل خيلي ديگر از تصميمات آن جلسه به اين تصميم هم وقعي گذاشته نشده است . حتي رياست محترم اداره ارشاد از فرماندار دعوت ويژه داشتهاند تا در آن جلسه سخنراني كنند اما با مخالفت ايشان مواجه شدهاند.
ثانياٌ دوست عزيز! آن چه كه مسلم است در آن جلسه همه خبرنگاران دوست داشتند از مشكلات حرفهاي خود سخن بگويند مثل پارسال و سالهاي قبل كه گفتند . هر چند شما در آن سالها حضور نداشتهايد تا خاطرات كذايي آن مراسم را در ذهن داشته باشيد اما در يكي دوجلسه اي كه قبل از برپايي مراسم روز خبرنگار حضور داشتهايد گويا شما هم گلههاي فراواني از آقاي فرماندار داشتهايد !! حالا چرا در آن مراسم به عنوان خبرنگار يكي از نشريات سراسري شهرمان لب به سخن نگشوده و سكوت ميكنيد نميدانم؟! در هر حال به نظر من كه يكي دو پيراهن بيش از شما در عرصه مطبوعات اين شهر كهنه كردهام ميگويم چقدر خوب بود شما هم به پشتوانه حرفهتان كه خبرنگاريست و جسارت و شهامت زايدالوصفي ميطلبد از مشكلات خود بي پروا سخن ميگفتيد نه آن كه در جلسه خودماني جوري باشيد و در اظهار نظرتان جور ديگر !!
ثالثاٌ دوست عزيز ! نكته جالب و خواندني و فقط جهت اطلاع شما اين است كه اگر در آن جلسه صحبتي شد كه قرار بود آقايان صحبت نكنند برخي همان صحبتها را بيانيه سياسي قلمداد كردند اما حاضر به پاسخگويي نشدند !!!!
+ نوشته شده توسط محمدجواد افتخاري در و ساعت
|